یه جورایی مطالبی که این روزها می‌نویسم بر می‌گرده به حس و حال خوبی که از کمک کردن به دیگران بهمون دست می‌ده ... هربار یادش می‌افتم که با آسون گرفتن مهربون همسر الان اون هم دیگه ماشین داره و می‌تونه پنجشنبه جمعه‌ها هر جا که دوست داره بره، از خوشحالی می‌خوام که بال در بیارم .... هربار که یاد لطفت می‌افتم از صمیم قلبم برای خوشبختی و آرامشت و اینکه هرچی از خدا می‌خوای دعا می‌کنم.... می دونی که خیلی دوستت دارم مگه نه؟!